تبليغاتX
صبر می کنیم...
صبر می کنیم...

روز موعود، سیزده رسید

فاطمه بنت اسد اینسو ُ آنسو میدوید

در ورای این همه شور و شعف

رو بسوی دیوارهای کعبه میدوید

..

باز شو ای همه خشت و گل، من آمدم

بهر مولود ولیّ الله من آمدم

گر تو هم بر باز شدن سر ننهی

با یا علی بشکافمت، من آمدم

...

در آسمان سراسر شور و شر است

در میان افلاک پچ پچ و بس خبر است

شهرُ الرّجب سه و ده سیزده شد

گویی خدا هم آنطرف نذر بسته است

...

یا علی لولیان از بهر تو سما کنند

وین ملائک در وصف تو غوغا کنند

نامردمانی که در مردانگی شک برده اند

امشب سوالها از درب خیبر میکنند


نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388   توسط خودم 



بی قید و شرط

در فکر دختری هستم از راه دور

خاطراتش را میکنم روزی چندین بار مرور

بس که یادگاری دارم از او

چهره اش مدام می کند از ذهنم عبور

من ُ او رازها در دل هم کاشته ایم

سر ّی که نکند به ذهن ِ تو حتی خطور

من برایش قصری ز مهر ساخته ام

همین کافیست تا شویم با هم اینگونه جور

عشق او ذهن مرا در بند خود کرده اسیر

راست گفته اند در این راه چشمان من شده کور

هرچه خواهد، برای او آرم پدید

من برای وصل او هستم صبور

گر که از من وصف او را جویا شوی

خط به خط تعریف کنم بهر  ِ تو من با غرور

این حروف که من بستم به شعر

باور کن از حسادت کلمات به تو جور نمی شد الا به زور


نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388   توسط خودم 



برای تو

باز بازی با لحظه ها

دلشکسته در میان غصه ها

باز این دل، از من بگذشته است

گویی که شاید دنبال ِ تو می گشته است

ورنه اینهمه غوغا ز چیست

وینهمه شور و سودا بهر  ِ کیست

شاید که گمگشته ای دارد دلم

دیوارهای پر زدردی دارد دلم

هرچه هست درمان ِ آن بس سخت شده

راستی این دلم برای تو تنگ شده

هیچ میدانستی چرا نامی ز تو نبرده ام؟

در نوشته ها حرفی بنامت نسپرده ام؟

چون که می ترسم تو را حسد کنند

از میان جمله نام تو را رصد کنند

لیک از این زبان نام تو نیست یک لحظه سوا

در میان فکر من فکری نیست از تو جدا

من خیالم را دیریست بنامت کرده ام

تا به امروز بهر تو جان کنده ام

تو ولی از دست من عاصی شدی

در غیاب نام  ِ خود بیجهت قاضی شدی

اسم تو در نقطه ها هجی شده

خط به خط با یاد تو جاری شده

لیک این شعر را تقدیم تو بنموده ام

لحظه ها با خیالت خط به خط سروده ام

تحفه ای باشد اگر، ناقابل است

بهر خوبان هر چه هست بازم کم است


نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388   توسط خودم 



کنترل تلویزیون احساس خوبی به من منتقل نمیکند

نکند کسی مرا Mute کرده است...

نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388   توسط خودم 



وطن یعنی...


نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388   توسط خودم 



تردید

بازم ماجرای همیشگی سربازای گمنام و مصاحبه های تلویزیونی با ایادی دشمنان...

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388   توسط خودم 



راهپیمایی

کار به بقیه حضار ندارم اونا به جای خود٬ اما تمام این خانم های چادری و محجبه و جانبازا و فرزندای شهدا٬ همه و همه ضد دین و اغتشاش گر و آشوب طلب و صهیونیست هستند و فقط شماها هستین که میون ما کافرا پاک و راستگو هستید. البته همون بقیه که ازشون نام نبردم شاید درجه و قربی بالاتر از بقیه داشته باشن اما حیف که همه چیز رو با ظاهر سنجیدیم و انگ مفسد به هر کسی که دلمون خواست زدیم. امام رو به سخره گرفتیم و عجیب نیست یاد اون حرف امام تو روز های آخر بندازمتون که تو کتاب های خاطرات همین دوستاتون منتشر شده: "کسانی هستند اطرافم که از نردبان من برای بالا رفتن در جهت رسیدن به مقاصدشون استفاده کردند و میکنند."

جالبه که این دولت از چی میترسه؟ اگه به بحق بودن خودش شک نداره دیگه چرا یوتیوب و تاینی پیک و فیس بوک و هزار و یک جای دیگه رو فیلتر کردن؟ چرا نمیذارن مردم با هم ارتباط برقرار کنن؟ موبایلا رو چرا قطع میکنین دس مریزاد. این جریان اس ام اس دیگه لوس شد بابا وصلش کنین به کارامون برسیم لااقل. خوب پاشو مردک بیا پشت تلویزیون دو کلمه بگو شورای امنیت ملی به این نتیجه رسیده اس ام اس رو قطع کنیم نه اینکه وزیر همه رو بلانسبت خر فرض کنه بیاد بگه منم نمیدونم چرا اس ام اس قطعه! هر روز میان میگن امریکا سانسور خبری داره و ال و بل٬ ما نداریم؟ ای تو دهن همتون که سرتا پا دروغ میگین. بیچاره ها از کی میترسین؟ از همین دانشجوها که بدون یه محافظ ساده میرن تو خیابونا؟ از همین دانشجوها که میزنین به اسم تهاجم به پاسگاه میکشینشون و یه آب هم روش؟ بسیج هم که میگفت ما عمرا از کسی حمایت نمیکنیم کاملا واضحه داره چه کارایی میکنه. جالبه ها٬ آدم از هیچی لجش نمیگیره اما از اینکه همه رو فریب میدن و اونا هم ساده ساده گول میخورن و حرفای اینا رو باور میکنن آدم خونش به جوش میاد. این کانالا رو چرا قطع کردین آخه ترسوها!!! از چی میترسین شما؟ مگه کاری کردین که میترسین؟ اگه نکردین که معلوم میشه اگرم کردین که پس معلومه چرا اینهمه ترسیدین. اما بازم مرام چندتا از مراجع که ساکت ننشستن و مستقیما گفتن نظرشون چیه. بقول یکی از دوستان که تازگیا وبلاگ رو میخونه و نظراتش رو شفاهی مطرح میکنه! آره عصبانیم. آره لجم دراومده اما نمیتونم هیچی هم نگم. لااقل بذار بگم تا فردا اون بالا ازم نپرسن چرا نگفتی٬ اون چیزایی که میدی رو باید میگفتی شاید بقیه یه تکونی به خودشون بدن. آره حالم خوب نیست٬ اما هنوز یادم نرفته که به نظرات بقیه احترام باید گذاشت. باید بقیه رو هم آدم فرض کرد. باید به این فکر کرد که همیشه قدرت دستمون نیست و یه روز ورق برمیگرده. باید به این فکر کرد که عدالت فقط در دید شخصی نیست. باید به خیلی چیزها فکر کرد اما اینروزها هیچ ذهنی خالی و آسوده نیست که به این حرفا بشه فکر کرد.

شاید به قول محسن خسته باشیم٬ اما بنظر من اینبار دیگه نباید صبر کرد...

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388   توسط خودم 



ب ی انیه

بیانیه انتخاباتی مح مود نمودار بواسطه دستکاری موفق نتایج

مردم شریف، نحیف، توسری خور و دوستدار قشاوت

سلام

اکنون که به یاری باجناق عزیزم برادر محصولی جون و دفاع جانانه و بموقع رهبر فرزانه من موفق به تغییر اسامی و کسب آرای رقیب خود شدم به همه شما مخالفان انگشت ِ چیز خود را نشان میدهم. همه شما این دو روز میبینید که عده ای ... و ... و ... به نام مبارزه با تقلب در انتخابات در خیابان ها شورش کرده و میکنند. من بعنوان کسی که مشروعیت دولت خود را از رهبر ِ شجاع، بی طرف و عادل دریافت کرده است تمام این تلاش های مخملی و کتونی و جین را محکوم میکنم. 

جا دارد از تمامی پرسنل اتوبوسرانی که امروز زحمت کشیدند و از روستاهای اقسا نقاط کشور هواداران بیسواد ما را به میدان ولیعصر رساندند تشکر کنم چون اگر آنها نبودند بیشک این تجمع صورت نمیگرفت و مقبولیت ما زیر سوال میرفت هرچند این چیزها تاثیری ندارد و مشروعیت ناشی از تنفیذ بالاتر از مقبولیت عموم است. همچنین از برادر احمدی مقدم و نیروهای تحت الامر ایشان تشکر میکنم که طی دور روز گذشته خواهر و مادر ملت ما را جلوی چشمانشان آوردند و این نشان از قوت این نیرو در نشان دادن اقوام مردم به آنها و دشمنانشان است.

و در نهایت با اهدا سلام به شهدا و امام راحل عزیز و پوزش از آنها بخاطر اینکه برای پیشبرد اهدافم مجبور شدم خودم را به هرجای آنان که میشد بمالم اعتراف میکنم که اینبار آخرین بار نخواهد بود و تقصیری هم ندارم، بخاطر ملت ِ فهیممان مجبورم. اما روی پایان کلامم با رهبر معظم انقلاب است که همچون خورشیدی این مدت بر من تابیدند و دور من گشتند و نکات لازم در مورد آقای ه را گوشزد شدند. ای رهبر آزاده آماده ام آماده. ای بت چین، ای بلند قامت ترین مرد در زیر زمین، ای بلند مرتبه ترین مرد از در عقب صندلی جلو، ای متقم ِ قدرت های گرفته شده توسط ه ا شمی و پسرانش، ای نماد حکومت ِ پلویی، ای سمبل ِ قشاوت با عدالت، من بعنوان نوکر شما و نه نوکر مردم، حاضرم هر آنچه شما در این 4 سال دوباره فرمان دهید اجرا کنم و این دهان متعلق به خود شماست که هرچه بخواهید از طریق آن بگوید. مطمئنا اگر نکات ظریف شما در مورد آقای ه اشمی و پسرانش نبود، اگر صحبت های آن شب شما راجع به پول و ملک ک روب ی نبود، اگر تحت الامران شما آن پرونده کزایی را جور نمیکردند، اگر حضور بموقع شما قبل از اعلام نتایج نهایی نبود و تمام آن اگر و مگر ها اگر نبود امروز من اینجا  تو میدون ولیعصر نمیتونستم صحبت های شما را بلغور کنم و یکی مثل میرحسی ن میومد مجلس فساد راه می انداخت و پول های به باد رفته ی مردم رو برمیگردوند و همونطور که شما هم میدونید مردم صلاحیت و لیاقت این خوبی ها را ندارند.

ای مردم فهیم، بدانید دشمن امروز در خانه های شما پشت رس ی ور هایتان قایم شده و داره از طریق ب ی بیسی فارسی ...شعر میگه، عمرا اونا راست نمیگن و هرکی هم زنگ میزنه از خود ماست و اگر هم نباشه مطمئن باشین از فردا به بعدش میشه چون دوستان اطلاعاتی ما میدونن دارن چه ..هی تو این روزا میخورن.  ای مردم، همونطور که تو این مدت 4 سال دیدید من کاری جز ر ی د ن تو اوضاع کشوری و لشکری و خارجی و داخلی بلد نیستم و خوشحالم که شما هم خوشتون اومده برای همین قصد دارم 4 سال دیگر هم براتون بر...نم تا دور هم حالشو ببریم. من، محمود نم و د ار ج داره از افراد لیست زیر  هم تشکر کنم، اجرتون با رهبری.

کلیه مفسدان اقتصادی ِ طرفدار

کلیه قمارباز های یاری دهنده محصولی

کلیه بی عقلان ِ اقتصادای برای راهبری تیم کارشناسی

کلیه روسای بانک ها من جمله مرکزی و غیره که خیلی خوب کذب گفتند

کلیه روسای دانشگاه ها و زایشگاه ها و ممنونم از حسن انتخابشون

کلیه ناظران وزا رت ک شور که نتیجه کارشون رو بزودی در حساب بانکیشون میبنند

و کلیه مردمی که انواع و اقسام نذرها کردن ان شالله قبول باشه

من از همتون نه تنها ممنونم بلکه خیلی هم ممنونم(با اشاره دست) آمریکا، اسرائیل، انگلیس و همه و همه بدانند که .. روی آب میماند. (از بیانات معظ م ل ه)

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

مح مود نمو د ا ر

بیست و ششم خرداد هشتاد و هشت

نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388   توسط خودم 



جمعه

جمعه روز بزرگی است

برای آمدن

و روز تلخیست

برای رفتن.

نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388   توسط خودم 



شرف

نمیخواستم اصلا راجع به این موضوع پستی داشته باشم اما خوب چی بگم، میدونی مجبورم! من کاری به این ندارم که به کی میخواید رای بدین و اینا، من میخوام از یک جنبه دیگه به موضوع نگاه کنیم. جدا از اینکه وبلاگ های دوستان چقدر در این زمینه مطلب نوشتن و هرکدوم به فرد خاصی اشاره کردن من روی کلامم کلیه.

حالا کلا کار به این نداریم که چه مسائلی تو این مناظره ها مطرح شد اما چیزی که خیلی برای من عذاب آوره اینه که بالاخره که چی؟ یک نفر داره این وسط دروغ میگه دیگه، غیر از اینه؟ بذار روشنتر بگم، یه نفر از همین بزرگای مملکتمون که خودشون فقط مونده ادعای معصومیت کنن و برای اینکه بقیه بیان تو جمعشون هزار و یک هسته گزینش دارن الان این وسط دروغ گفتن! کدوم یکیش رو منم نمیدونم و فقط خدا میدونه اما قبول داری که یکی داره چپه حرف میزنه؟ نمیشه که هم این وریا درست بگن و هم اونوریا چون این اتهاما بالاخره دو طرفه که نیست حالا هرکدوم یه جنبه است اما حرف من اینه که اگه یکیش درست باشه پس یعنی اون وریه دروغ میگه. از طرفی اینا همه یه زمانی یا حتی الان مورد تائید این نظامن، نیستن؟ اگه نیستن که به این جاها نمیرسیدن و این پست ها رو تا الان نداشتن! از طرفی اگه نظام هم تازه به ماهیت اونا پی برده که وای به حال نظام ما که شناختش از مسئولای درجه اول اینطوریه! یعنی همه کشک از بالا بگیر تا پایین! حالا بیاین رو این فکر کنیم که اینا با این همه ادعای خدا و پیغمبریشون میان صاف صاف جلو دوربین دروغ میگن! من نمیگم و نمیدونم اصلا کی این وسط داره دروغ میگه من میخوام کلا ذهنت رو ببری رو این مسئله که بالاخره یکیش دروغه دیگه. اونوقت این قدرت و ریاست چقدر برای ما مهم شده که با این همه دبدبه و کبکبه بیایم بشینیم یه چیزی بگیم و از طرفی طرف مقابل رو بکوبیم و بگیم آی ملت اینجوریه و اونجوری نیست و اینا.

از طرف دیگه میخوام راجع به مقام تشریفاتی رهبری در این چند روز اشاره کنم. ما نفهمیدیم ایشون تو این مملکت کدوم طرف قضیه ایستاده. اگه به کسی توهین شده و رهبری از این قضیه آگاهه پس باید تعارف رو بگذاره کنار و بیاد بگه این وسط حق با کیه مردم که نمیدونن شماها اون پشت مشتا دارین چیکار میکنین که تشخیص بدن کی دروغ میگه کی راست. اگرهم که نه این حرفا ماله خود ایشونه و از زبون دیگری جاری شده که واویلا به حال ما که تا الان در جهل بودیم و اونا که میدونستن هیچی نگفتن که این جهل گناهش بر گردن اونهاست. در کل از هر طرف به قضیه نگاه میکنم میبینم رهبری تو یه گوشه ای باید احساس مسئولیت کنه و بیاد بگه جریان چیه نه که هی بیایم تو لفاف حرف بزنیم و هرکس به نفع خودش برداشت کنه!

موضوع دیگه علمان تو این مملکت. آقا شماها چیکاره ین پس؟ اگه قرار باشه تو این وضعیت هم اونجا بشینین و نگین کی به کیه پس دیگه چی شد؟ ما نفهمیدیم اگه دین جداست از سیاست خوب پس بکشین کنار بذارین بقیه کارشون رو بکنن اگر هم در کنار هم مکمل هستن که خوب یا علی پاشین بیاین اعلامیه موثق بدین بگین آقا جریان اینه والسلام. نه که یه چیزی منتشر بشه فرداش از هزار جا تکذیبش کنن. میدونین چرا اینجوریه؟ چون هنوز همه موافق دین و سیاست نیستن. اگه بودن که میومدن وسط. یه عدشون هم که هستن از بقیه میترسن میگن چون اونا نمیان ما هم نمیریم. اگه غیر از اینه پس چیه؟

کلا میخوام بگم که این جریانات مناظره و اینا گرچه به ضرر ضرغامی که بنظر من مغز متفکر این چندساله است شد. اما از طرفی نشون داد ما میون بزرگای مملکتی مون هم قبح دروغ و تهمت و افترا رو شکوندیم و به اصطلاح پایبندترین (تاکید میکنم باصطلاح) افراد جامعه مون هم از اینکه عالم محضر خداست شائبه ای ندارن و میان هرچی میخوان به هم میگن و یه لیوان آب روش. اینا همونان که برای استخدام من و تو اومدن تو گزینش بجای سوالای علمی از رساله و اینا میپرسن. اینا همونان که میرن نماز اول وقت و رو پیشونیاشون رو سوزوندن که جای مهر باشه. اینا همونان که نماز جمعه میرن، دلسوز ملت هستن، به فقرا کمک میکنن، انواع و اقسام دعاها از کمیل بگیر تا ندبه صف اولن و الی آخر. اینا همونان که من و تو آخر نمازامون تو مسجدا برا سلامتیشون دعا میکنیم، میفهمی؟ اینه باخدا بودن؟ اینه صداقت در کلام و متانت در رفتار؟ اینجوری میشه که یه عده بیسواد ِ آسمون جل میرن تا اون بالاها فقط چون رساله رو از اول تا آخر حفظ بودن و ریش دارن و میدونستن تو نماز وحشت چندتا قنوت وجود داره!

دیگه اینکه من خودم به این نتیجه رسیدم که آره باید تو انتخابات شرکت کرد. به هرکی خواستین رای بدین اما به بقیه نگین به فلانی رای بده که اینطوریه و اونطوری. چون من الان خودم موندم توش که خداییش بینی و بین الله کی راست میگه این وسط. همه تکذیب میکنن. رهبری هم که شما قربونش برین نشسته اون بالا فقط میاد هر از گاهی میگه دشمنا منتظر این هستن که شما ال کنین بل کنین. بابا آبرومون رفت. این شد تشیع؟ اینم شد مسلمونی؟ والا اون غربی های جنایتکار و مفسد فی الارضش اینجوری رودر روی هم به ملت دروغ نمیگن و هوچی بازی در نمیارن که ما در میاریم.

در کل همین دیگه. اصلا ول کنین این همه مطلب رو٬ بچسبین به درساتون که امتحانا شروع شده. انتخابات هم برین رای بدین اما چشماتونو وا کنین که این انتخابات مثل هر دفعه نیست و اینبار شاید میزان رای ملت باشه. فعلا.

یا علی

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388   توسط خودم