تبليغاتX
صبر می کنیم...
صبر می کنیم...

من بازی را باختم

خیالت راحت شد؟

حالا خوشحال به خداییت ادامه بده...

نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387   توسط خودم 



السلام علیک یا فاطمه الزهرا

از همین روز بود که علی (ع)

تنهاترین مرد شد و تنهاترین ماند

چنانکه فرمود

اندوه فقدان فاطمه (س) از امروز تا همیشه با من است

و من دیگر هیچ شبی نخواهم خوابید...

 

نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387   توسط خودم 



یک سر و هزار سودا

برای دل ِ معشوقه ات سوپاپ اطمینان بگیر

شاید اینطوری

از غصه ی هوسبازی ِ تو

نترکد...!

 

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387   توسط خودم 



گور

می خواهم ذهنم را

زنده به گور کنم!

حیف کسی را ندارم

تا جای مناسبی برایش باشد...

 

نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387   توسط خودم 



موهایم را می چینم

شاید کمی از باری که تحمل میکنم

بکاهد!

نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387   توسط خودم 



زمان

ساعت ِ بی عقربه

تقویم  ِ بدون تاریخ

لحظه های دور از تو را اینطور

راحت تر سر می کنم

انگار همین چند ثانیه ی پیش بود...

 

نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387   توسط خودم 



!

اگر در سنین پایین

قیرگونی نشویم

در جوانی

نم پس می دهیم...

 

نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387   توسط خودم 



دوستت دارم!

نیاز به اندوسکپی نیست

مهرت در جای جای دلم رخنه کرده

و هیچ جادویی

توان جدا کردنش را از سلولهایم ندارد...

 

نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387   توسط خودم 



زندگی ٍ خشک و خنک

سالها از تاریخ تولید  ِ من گذشته

یک اشاره ی تو کافیست

تا تاریخ انقضایم فرا رسد

خدایا ممنون که همچنان در یخچال نگهداری ام میکنی...

 

نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387   توسط خودم 



صداقت

بالاخره می خوام چند جمله رک و راست بنویسم، هر چند تربیت توش رعایت نشه...

 

این متن فقط برای شناساندن دو حس درونی تان به خود ِ شماست! اول کنجکاوی و دوم صداقت. این که کثر ما انسانها می خوایم نیمه ی پنهون ِ دیگرون رو ببینیم یک حقیقت آشکار شده ست. یعنی اگر نباشه که کلمه کنجکاوی معنی نمیشه. اما به نظر من اگر که وجود داره دیگه ما که نباید به امون خدا ولش کنیم که همه جا سرک بکشه. این رو فراموش نکن! حالا اگر که شما موفق به دیدن این نوشته شدی در قسمت نظرها بنویس که حس کنجکاوی ِ خودت رو بهتر شناختی و ثابت کن صداقت داری...

یا علی

 

نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387   توسط خودم 



بدون شرح!

کلمات محدودند...

 

نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387   توسط خودم 



عجب صبری خدا دارد

ای مردم ِ غزه

بهتر بگویم

ای بیچاره مردمان ِ غزه

دوباره بسوزید و بمیرید و از نبود امکانات هلاک شوید

در عوض ما بردران ِ دینی ِ شما

روز به روز به انگشترهای عقیقمان اضافه میکنیم

در سفرهای استانی و غیر استانی

دم از عدالت و محو اسرائیل و غیره و ذلک میزنیم

به ما چه که عده ای هرجند کثیر در کشور خودمان

نان هم نمیتوانند بخرند

مجلس شعرخوانی با حضور ِ آقا راه می اندازیم

دم از اسلامی شدن دانشگاه ها و تفکیک جنسیتی میزنیم

حدیث های جعلی میسازیم

دستمان در عراق فرو رفته و به روی خودمان نمی آوریم

در انتخابات عده ای را مفت تفهیم اتهام میکنیم

هاله های نورانی میبینیم

و فرزندان ِ رشید مملکت را

به بهانه دیدن ِ آثار جنگی

گروه گروه به کشتن می دهیم

امام رضا (ع) را که غریب کردیم

منتظر ظهور امام زمان (عج) هم هستیم

تا ابن ملجمی جدید پیدا کنیم...

آهای مردم ِ فهمیده

این مملکت٬ مملکت گل و بلبل است

باور کنید...

 

نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387   توسط خودم