تبليغاتX
صبر می کنیم...
صبر می کنیم...
خاطرخواه!

برگ های اضافی ِ دلم

و علف های هرزه اش را

جدا می کنم

شاید اینطوری زودتر

در ذهن تو، به بار بنشیند...

 

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387   توسط خودم 



حضرت حیدر به نام فاطمه (س) حساس بود

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه (س)

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

 

نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387   توسط خودم 



هر چه مي خنديم برخي چهره درهم مي كشند
خنده را هم با مداد دودي غم مي كشند
سرخوشان ازبيم غم دنبال شادي مي دوند
لوليان از فرط شادي نشئه غم مي كشند
تاجران در بيت شان آروغ شرعي مي زنند
شاعران در شعرشان آه دمادم مي كشند
پشت اين بازار ناموزون ترازودارها
عقل را كم مي خرند و عشق را كم مي كشند
آخرت جويان خدايا بيشتر دنيايي اند
آخر از چاه زنخدان آب زمزم مي كشند
نقش اگر باشد عزاگويان حيدر حيدرند
نقشه اي باشد اگر با ابن ملجم مي كشند
گول اين نقش آفرينان ثناگو را مخور
بيشتر گرسيوزان را شكل رستم مي كشند
اي خوشا آنان كه نقاّشان درد مردمند
عيد را عيد و محّرم را محّرم مي كشند


عليرضا قز
وه

 

نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387   توسط خودم 



رحلت

آستین ها را بالا بزنید

دستانتان را تا آرنج در خاک فرو برید

اکنون نوبت آن رسیده

که همچو سالهای پیش

آمام (ره) را

در این روزها بلرزانیم...

 

نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387   توسط خودم 



حوصله ام را هم میزنم

زیرش را هم کم می کنم

اما چه فایده

مدام سر می رود...

 

نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387   توسط خودم 



دل ٍ پر

فريب ما نخور آقا ؛ دروغ مي گوييم

به جان حضرت زهرا(س) دروغ مي گوييم

 چه انتظار ظهوري ، چه درد هجراني !

ميا ميا گل طاها ؛ دروغ مي گوييم

تمام چشم به راهي و انتظار ظهور

 و ندبه هاي فرج را دروغ مي گوييم

دلي که مأمن دنياست ؛ جاي مولا نيست

 اسير شهوت دنيا ؛ دروغ مي گوييم

کدام گريه غربت کدام اشک فراغ

 قسم به "ام ابيها" دروغ مي گوييم

زبان ؛ سخن ز تو گويد ولي براي "مقام"

 به پيش چشم خدا ما دروغ مي گوييم

خلاصه ؛ اي گل نرگس کسي به فکر تو نيست

 و ما به وسعت دريا دروغ مي گوييم

مرا ببخش عزيزم که باز مي گويم

 ميا ميا گل طاها ؛ دروغ مي گوييم !

 

نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387   توسط خودم