تبليغاتX
صبر می کنیم...
صبر می کنیم...
ارسال!

عشقت را برایم فرستادی

اما دستگاه قلب من اینطرف

کاغذ هایت را سیاه ِ سیاه دریافت کرد

اشکال از خطوط ارتباطی نیست

و نه کلمات٬

این دل ِ توست که نویز  ِ سیگنالهایش بسیار شده...

شاید هم دل من؛

نمیدانم!

 

نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387   توسط خودم 



عصبانی

بعضی ها تو ادارات واقعا ْ شاس می زنن

بعضی ها هم با همکارا لاس میزنن

موقع نماز و ناهار که میشه

عده ای با خانم ها حرف های خیلی خاص میزنن

صحبت از خونه و ماشین که میاد

بعضی هاشون حرفهای کم و بیش با کلاس میزنن

حرف از مهمونی که وسط میاد

صحبت از جام های گیلاس میزنن

این وسط دم از الاف شدنت که بزنی

تا دلت بخواد داد ِ یا ایهاالناس میزنن

من که شک دارم تو حرفاشون

دو کلمه حرف راس ( راست) میزنن

هر کسی تو اداره ها گیر بکنه به اونا فحش میده و اونا هم

غر به جون اون که بالاس میزنن

این جماعت که پشت میز جون میگیرن

همین ها٬ فردا دم از حق الناس میزنن...

 

نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387   توسط خودم 



ذلالت

سهام هوس را می فروشند

دلالان ِ عینک به چشم!

همگی حساب های کوتاه مدت اند

با سودهای مشارکتی ِ بسیار...

در هر پست و مقامی که باشید

یک تماس کافیست

 

نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387   توسط خودم