روزها میگذرند
و من واقعا ً مانده ام که شترهای زندگی ام
چقدر راحت خانه مان را پیدا میکنند
تا در کمال آرامش
دم در ِ آن بخوابند...
|
انقدر ذهنم را برای تو و کارهایت
باز گذاشتم که بالاخره
باران بارید و
ذهن ِ بی پناه ِ من٬
نم کشید...
|